رفتن به محتوای اصلی
عمومی

نگرانی های من

حکایت طنز مدیریتی عنوان نگرانی های من متن کامل لطیفه جوان تازه فارغ التحصیل رشته حسابداری، یک آگهی استخدام حسابدار دید و در جلسه مصاحبه حاضر شد.…

تیم تحریریه طلوع۱۴۰۲/۱۰/۱۱۱ دقیقه مطالعه۳٬۴۲۶ بازدید
نگرانی های من
نگرانی های من ...
حکایت طنز مدیریتی
 
 
عنوان نگرانی های من
متن کامل لطیفه جوان تازه فارغ التحصیل رشته حسابداری، یک آگهی استخدام حسابدار دید و در جلسه مصاحبه حاضر شد. مصاحبه کننده صاحب یک شرکت کوچک بود که خودش آن را اداره می کرد.
صاحب شرکت گفت: «من به یک نفر دارای مدرک حسابداری نیازمندم. اما در اصل دنبال کسی هستم که عهده دار نگرانی های من باشد.»
جوان تازه فارغ التحصیل گفت: «ببخشید منظور شما چیست؟»
صاحب شرکت گفت: «من نگران خیلی از چیزها هستم اما نمی خواهم درباره پول نگرانی داشته باشم. کار شما این است تمام نگرانی های مالی را از دوش من برداری.»
جوان گفت: «متوجه ام... و حقوق من چقدر است؟»
صاحب شرکت گفت: «با 000 ، 000 ، 10 تومان در ماه شروع می کنیم.»
جوان با تعجب گفت: «000 ، 000 ، 10 تومان. چگونه این شرکت کوچک از عهده چنین حقوقی برمی آید.»
صاحب شرکت گفت: «این اولین نگرانی شماست.»
کلیدواژه توان مالی ؛ درآمدزایی ؛ اقتصاد شرکت های کوچک ؛ نقدینگی ؛ وظیفه حسابداری ؛ نقش حسابدار
*راهکار مدیریت
 
اشتراک‌گذاری تلگرام واتساپ ایتا

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.

دیدگاه خود را بنویسید

شماره موبایل منتشر نمی‌شود. دیدگاه شما پس از تأیید نمایش داده می‌شود.

تماس درخواست دمو رایگان